Archive for the ‘شکست’ Category

talking is cheap

فوریه 13, 2008

حقیقت تلخ است

تلخ تر از دروغ

تلخ تر از رویای نا امید با تو بودن

همه چیز برق می زند

همه لبخند های پررنگ می کشند

ولی جایی برای ماندن نیست

day

نوامبر 8, 2007

What if I close my eyes

and there’s no tomorrow

What if I pay the price

and my tag says sold

What if I hope for the best

and it’s just nothing

بارون

اکتبر 30, 2007

بهار از ما گذشت

و پاییز به امید بارون

خطوط باریک و نقطه های کوچیک

که راه مورچه ها را سد می کنند

they give us hope

they give us life

but don’t you ever ask

“is it really enough”

?

شنبه

سپتامبر 14, 2007

 منتظر ایستاده اند

برای ذره ای دلیل

که از آسمان ببارد

وقتی

ابرها خورشید را

تنها گذاشته اند

.

کوه ها بالا می آیند

-مثل آب دریا-

و نور

آرام تسلیم می شود

گویی.. فراموش کرده است

یا شاید می داند

فردا روز دیگریست.

Hypocrisy

آگوست 27, 2007

قدم به قدم

برای هر دلیل

و پشت هر کدام

ستاره ای (شاید)

به دنبال رودخانه ای

که استخوان های پوسیده یمان را طلا کند ..

باید بروند

شاید شاخ درخت نمی خواهد قیمتی داشته باشد

جز میوه هایش ..

برای کودکانی که در برگ های خشکیده اش می دوند

و با دیدن شکوفه ها ، هورا می کشند ..

شاید بهاری دیگر نیاید

[زمستان سردیست !]

پوزش

آگوست 17, 2007

نفرت جیره ی کسانی است که نمی توانیم دوست بداریم .

برخورد با هر لرزش یا شاید لغزش .. ممم….

یادگاری هایی که برایم می گذاری .. کار تو نیست ، نوشته های من است.. روزها  و شب ها … دیوارهایی که فکرش رو هم نمی کنی … من می نویسم نقاشی می کنم. . و همه چیز …. حتی نیرنگ هایت - که شاید از هزارانش ، یکی را نفهمم - برای من باقی است .. بی سکوت . .. و شاید ، هنوز .

رستگاری .. امید بی دریغ ، به بودن .. شاهرگ های خالی از رنگ .. برای فهمیدن هر چه بهتر پستو های بی نصیب ما…  به دنبال رهگذری .. شاید .. گرچه …. بلکه .. بداند .. . و شاید ، هیچ .

هر چه به من آموختی .. هر چه .. همان بود که به تو آموختند .. . اولین درس ، آموختن بود .
و شاید..
هنوز..
هیچ..

“a momentary lapse of reason”

ژوئن 9, 2007

-”چرا ..؟ چرا…؟”

هر چند دقیقه می پرسید .. و 3 یا چهار مشت به پشت سرش می زد … به امید اینکه شاید بتواند “او” را بیرون کند … نفسش می گرفت.. و بین هق هق ها بدنبال چند تکه هوا می گشت …

(more…)