Archive for the ‘امید’ Category

روش

ژانویه 7, 2008

دنیا جای کوچکیست برای تنها بودن

دنیا جای بزرگیست برای دور بودن

زندگی جاده بنبستیست برای فرار کردن

روز بی پایه و اساس است

… و من به دنبال تو می گردم!

زرد

اکتبر 4, 2007

تپه

بلند و خسته

از انتظار خسته

در انتظار مرگ

لحظه ای ابدی از آرامش

و برگ ها روی تنش می غلتند

بی اختیار و هیچ دانشی

از نیت باد

درد ما را نمی کشد

قرن ها زندگی

به هر تیره ای اثبات می کند

.. و وقتی کلاغ ها

بی اختیار رویش جمع می شوند

و یکی یکی زوزه می کشند

بی توجه به وزن

و قافیه

و هر کدام ساز خویش می زند

- انتظار برای پایان (پایان انتظار) -

بیهوده است

من

سپتامبر 13, 2007

مثل خوشه ای انگور

در انتهای فصل

برای امید

خواندن

و هرگز

نیندیشیدن به ستاره ها

اشک را در چشمانش جمع می کند

از اینکه

مرگ حاصل ماست

از دردی که می کشیم

دانه دانه

خوشه خوشه

در سبد های پاره پاره

و به دور از

درخت

پیله

آگوست 10, 2007

برای من که مرده ام …

پیاله ای … پیاله ای …

برای من که مانده ام …

ستاره ای … ستاره ای …

درون من ، تو مانده ای …

برای هر که مرده است …