دنیا جای کوچکیست برای تنها بودن
دنیا جای بزرگیست برای دور بودن
زندگی جاده بنبستیست برای فرار کردن
روز بی پایه و اساس است
… و من به دنبال تو می گردم!
دنیا جای کوچکیست برای تنها بودن
دنیا جای بزرگیست برای دور بودن
زندگی جاده بنبستیست برای فرار کردن
روز بی پایه و اساس است
… و من به دنبال تو می گردم!
تپه
بلند و خسته
از انتظار خسته
در انتظار مرگ
لحظه ای ابدی از آرامش
و برگ ها روی تنش می غلتند
بی اختیار و هیچ دانشی
از نیت باد
…
درد ما را نمی کشد
قرن ها زندگی
به هر تیره ای اثبات می کند
.. و وقتی کلاغ ها
بی اختیار رویش جمع می شوند
و یکی یکی زوزه می کشند
بی توجه به وزن
و قافیه
و هر کدام ساز خویش می زند
- انتظار برای پایان (پایان انتظار) -
بیهوده است
مثل خوشه ای انگور
در انتهای فصل
برای امید
خواندن
و هرگز
نیندیشیدن به ستاره ها
اشک را در چشمانش جمع می کند
از اینکه
مرگ حاصل ماست
از دردی که می کشیم
دانه دانه
خوشه خوشه
در سبد های پاره پاره
و به دور از
درخت
برای من که مرده ام …
پیاله ای … پیاله ای …
برای من که مانده ام …
ستاره ای … ستاره ای …
درون من ، تو مانده ای …
برای هر که مرده است …