دوستت دارم
متاسفم که نمی شنوی
و یا اگر می شنیدی و جوابی برایم نداشتی
ولی حقیقت اسیدی است که
دیر یا زود
هر ظرفی را می درد
***
هر روز که می گذرد
هراسم کمتر می شود
هر روز
بیشتر از دستت می دهم.
“واي، باران؛
باران؛
شيشه پنجره را باران شست .
از اهل دل من اما،
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟”
ژانویه 3, 2008 در t 2:36 ب.ظ
زیباست
ژانویه 3, 2008 در t 5:41 ب.ظ
dar moghabele in neveshteye ziba faghat mishe sokoot kard!!! omidvaram hame beshnavando javabi dashte bashand