پوزش

نفرت جیره ی کسانی است که نمی توانیم دوست بداریم .

برخورد با هر لرزش یا شاید لغزش .. ممم….

یادگاری هایی که برایم می گذاری .. کار تو نیست ، نوشته های من است.. روزها  و شب ها … دیوارهایی که فکرش رو هم نمی کنی … من می نویسم نقاشی می کنم. . و همه چیز …. حتی نیرنگ هایت - که شاید از هزارانش ، یکی را نفهمم - برای من باقی است .. بی سکوت . .. و شاید ، هنوز .

رستگاری .. امید بی دریغ ، به بودن .. شاهرگ های خالی از رنگ .. برای فهمیدن هر چه بهتر پستو های بی نصیب ما…  به دنبال رهگذری .. شاید .. گرچه …. بلکه .. بداند .. . و شاید ، هیچ .

هر چه به من آموختی .. هر چه .. همان بود که به تو آموختند .. . اولین درس ، آموختن بود .
و شاید..
هنوز..
هیچ..

3 نظر to “پوزش”

  1. Zeus می گوید:

    دوستي،كاركرد هراس انسان است.

    آپ شد

    عرفان با طعم شكلات

  2. shahrzad می گوید:

    بار ها و بار ها خوندمش و بار ها و بارها محظوظ شدم.. از تعداد دفعاتی که خوندم بیشتر!

    و با “یادگاری هایی که برایم می گذاری .. کار تو نیست ، نوشته های من است.. ” همزاد پنداری کردم!

  3. modir می گوید:

    سرشار از احساس
    ولي يه حس گرفته ( آخه حس هم مثل دله بعضي وقتا مي گيره )

يك پاسخ برايش بگذاريد